شمردنِ ستاره‌ها

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

پالچیق اۆچگیڭ اۆستۆنده آرقان یاتیپ
ییلدیزلاری سانایاریس؛
اینیم
یۆزه یتمنکه
اوقلاپ قالیار،
اویام
مۆڭه یتیر
وه ینه بیردن باشلایار.

آتام
هیچ هاچان سانامازدی؛
آیداردی:
«ساناماق
بیر زات ییتر اؤیدۆپ
قورقیانیڭ
ایشی.»

شو گیجه
شهرده
اۆچ ییلدیز تاپدیم
وه داڭ آتیانچا
اولاری سانادیم.

ترجمه

روی بامِ کاهگلی دراز کشیده‌ایم
و ستاره‌ها را می‌شمریم؛
برادرم
به صد نرسیده
خوابش می‌برد،
خواهرم
به هزار می‌رسد
و دوباره از یک.

پدربزرگ
هیچ‌وقت نمی‌شمرد؛
می‌گفت:
«شمردن
کارِ کسی است
که می‌ترسد
چیزی گم شود.»

امشب
در شهر
سه ستاره پیدا کردم
و تا صبح
شمردمشان.