نقرههای مادربزرگ
سرودهی ترکمنآیدیم
مامام
گلمنکه
گلیردی؛
کۆمۆشلرینیڭ سسی
قاپینیڭ آڭیرسیندان
بیزه هابار بریردی.
ایندی
اول گؤوۆسلۆک، بیلزیکلر
منیڭ ساندیغیمدا،
اۆمسۆم،
آق ماتا دولانیپ یاتیر.
کته
ساندیغیڭ قاپاغینی آچیپ
اولاری سیلکلیرین؛
گؤرمک اۆچین دل،
اشیتمک اۆچین:
کیمدیر بیری
چاغالیغیمیڭ یوداسیندان
ماڭا تاراپ
گلیر.
ترجمه
مادربزرگ
پیش از آنکه برسد
میرسید؛
صدای نقرههایش
از پشتِ در
خبرمان میکرد.
حالا
آن سینهریز و النگوها
در صندوقِ مناند،
ساکت،
در پارچهای سفید.
گاهی
درِ صندوق را باز میکنم
و تکانشان میدهم؛
نه برای دیدن،
برای شنیدن
که کسی
از راهروی کودکیام
دارد
به طرفِ من میآید.