نامه به پسرم
سرودهی ترکمنآیدیم
اوغلوم،
بو یرده هممه زات اؤز یرینده؛
هوولینیڭ قاپیسی
هنیزم اؤڭکۆسی دی قیجیرداپ آچیلیار.
اجڭ
هر گیجه
بیر آرتیقماچ کسه
ساچاغیڭ قاپدالیندا قوییار،
سوڭرا
یادینا دۆشیر
وه یوواشجا
ایزینا آلیار.
شهرده
یۆرگیڭ قیسیلسا
جاڭ اتمه،
بیز آلادا قالاریس؛
پنجیرنی آچ-دا
دۆزه تاراپ یۆزلنیپ
دور.
شمال
بو یریڭ سالغیسینی
بیلیر.
ترجمه
پسرم،
اینجا همهچیز سرِ جایش است؛
درِ حیاط
هنوز با همان جیرجیر باز میشود.
مادرت
هر شب
پیالهای اضافه
کنارِ سچق میگذارد،
بعد
یادش میآید
و آهسته
برش میگرداند.
در شهر
اگر دلت گرفت
زنگ نزن،
نگران میشویم؛
پنجره را باز کن
و رو به دشت
بایست.
باد
نشانیِ اینجا را
بلد است.