نخستین کوک

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

اجم
ایڭڭنی الیمه بردی،
ادیل بیر زادی برین دی:
هم ییتی،
هم مهیرلی.
دییدی:
«ترسیندن باشلا؛
دۆوۆنی
هیچ کیم گؤرملی دل.»

ایلکینجی تیکیشیم اگری بولدی،
ایکینجیسی چیزیقدان چیقدی،
اۆچۆنجیسی
بارماغیمی
بیر دامجا قیزارتدی.

شو گۆن
تیکین هر گۆلۆمیڭ
ترسی
دۆوۆنلردن دولی،
اولاری دیڭه
من بیلن اول
بیلیریس.

ترجمه

مادر
سوزن را به دستم داد
مثل چیزی
که هم تیز است
هم مهربان.
گفت:
«از پشت شروع کن؛
گره را
کسی نباید ببیند.»

کوکِ اول کج شد،
دومی از خط بیرون زد،
سومی
انگشتم را
یک قطره سرخ کرد.

امروز
هر گلی که می‌دوزم
پشتش
پر از گره‌هایی است
که فقط
من و او
می‌دانیم.