لالایی برای پسرِ دشت

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

اوقلا، اوغلوم،
آتلار
آهیریڭ باشیندا
باشلارینی آشاق سالیپدیر
وه اوقی
چیغ اوتدان
یوقاری گؤتریلیر.

اوقلا؛
شو گیجه
باتیر بولماق گرک دل،
هیچ بیر دریادان
گچمک گرک دل.

بو اللر
بیر گۆن جیلاو توتار،
بیر گۆن دوتار،
بیر گۆن
باشغا بیر اوغلانیڭ الینی.

امما شو گیجه
دیڭه
اوقینیڭقی.
اوقلا.

ترجمه

بخواب، پسرم،
اسب‌ها
در آخور
سر پایین انداخته‌اند
و خواب
از علفِ خیس
بالا می‌آید.

بخواب؛
لازم نیست امشب
قهرمان باشی،
لازم نیست
از هیچ رودی بگذری.

این دست‌ها
یک روز افسار می‌گیرند،
یک روز دوتار،
یک روز
دستِ پسری دیگر را.

اما امشب
فقط
مالِ خوابند.
بخواب.