درناها

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

گۆیز
یوقاردان گلیر؛
یاپراق دؤکۆلمنکه
دورنالار
دۆزۆڭ آسمانینی
اگری بیر هاتار بیلن
ایکه بؤلیر.

سسلری
شونچا بییکلیکدن
یره یتنده
چاغیریشا مڭزیر،
گیدیشه دل.

چوپان باشینی قالدیریار،
بیر آیال کیر یووماغینی تاشلایار.

بیز هر ییل
شو یرده قالیاریس،
اولار
هر ییل گیدیرلر؛
شیله-ده بولسا
بیلمیرین،
آسلیندا هایسیمیز
یولاغچی.

ترجمه

پاییز
از بالا می‌رسد؛
پیش از آنکه برگی بریزد
درناها
آسمانِ دشت را
با ردیفی کج
دو نیم می‌کنند.

صدایشان
از آن همه بلندی
به زمین که می‌رسد
شبیهِ صدا زدن است،
نه رفتن.

چوپان سر بلند می‌کند،
زنی دست از رخت‌شستن می‌کشد.

ما هر سال
همین‌جا می‌مانیم
و آن‌ها
هر سال می‌روند؛
با این همه
نمی‌دانم
کدام‌یک از ما
مسافریم.