چای در غروب

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

آغشام
ساچاغی یازیاریس؛
گؤک چای
قیراسی دؤوۆک کسلرده
یوواش-یوواشدان
رڭک آلیار.

قاقام
شو ییلقی یاغیشدان گۆررۆڭ بریر،
اجم
گۆیزکی تویدان،
بیز بولسا
کسلریڭ سسینه قولاق آسیاریس،
اول ادیل
کؤنه بیر آیدیمیڭ ایرغاغی یالی.

میهمان گلسه،
ینه بیر کسه
بیر یردن تاپیلیار؛
بو ساچاقدا
همیشه
ینه بیر یۆرک اۆچین
یر
بار.

ترجمه

غروب
سچق را پهن می‌کنیم؛
چای سبز
در پیاله‌های لب‌پریده
آرام‌آرام
رنگ می‌گیرد.

پدر
از بارانِ امسال می‌گوید،
مادر
از عروسیِ پاییز،
و ما
به صدای استکان‌ها گوش می‌دهیم
که شبیه
ضرباهنگِ یک آوازِ قدیمی است.

مهمان اگر برسد
پیاله‌ی دیگری
از جایی پیدا می‌شود؛
در این سفره
همیشه
جا
برای یک دلِ دیگر
هست.