باران، بعد از تابستان

سروده‌ی ترکمن‌آیدیم

بۆتین توموس
یر
جایریقلارینی
آچیق آغیز دی
آسمانا توتوپدی.

قاقام
هر آغشام
گلمین بولودی
گؤزی بیلن
سرهده چنلی ایزارلایاردی.

شو گیجه
ایلکینجی دامجا
دمیر اۆچگه دۆشدی؛
هیچ کیم دیللنمدی.

قاقام
تلپگینی چیقاردی
وه سایاوانسیز
هوولا چیقدی،
ادیل
اوزاق یولدان گلین
میهمانی قارشیلاماغا
چیقان یالی.

ترجمه

تمامِ تابستان
زمین
ترک‌هایش را
مثل دهانی باز
رو به آسمان گرفته بود.

پدرم
هر غروب
ابری را که نمی‌آمد
با چشم
تا مرز دنبال می‌کرد.

امشب
اولین قطره
روی سقفِ حلبی افتاد؛
کسی حرفی نزد.

پدرم
کلاهش را برداشت
و بی‌چتر
به حیاط رفت،
مثل کسی
که به پیشوازِ مهمانی
از راهِ دور
می‌رود.