اسبدوانیِ بهار
سرودهی ترکمنآیدیم
بیر سالیم
میدان اۆمسۆم؛
سوڭرا
یر
اورنوندان قوپیار.
بیر اوغلانجیق
قاقاسینیڭ اگنینده اوتوریپ
قیغیریار،
تانامایان
بیر آتیڭ آدینی.
آتلار گچیپ گیدیر،
توزان بولسا
بیرسالیم
هووادا دوریار.
یڭیجینی
گپلیجی ایغلان ادیر،
امما من
گیجه چنلی
بیر تای هاقدا پیکیر ادیرین:
ایڭ سوڭوندا گلن
وه هنیزم
چاپیپ باریان.
ترجمه
یک لحظه
میدان ساکت است؛
بعد
زمین
از جا کنده میشود.
پسرکی
روی شانهی پدرش
فریاد میزند
نامِ اسبی را
که نمیشناسد.
اسبها میگذرند
و گرد
مدتی
در هوا میماند.
برنده را
بلندگو اعلام میکند،
اما من
تا شب
به کرهاسبی فکر میکنم
که آخر از همه رسید
و هنوز
میدوید.