زبان ترکمنی؛ خانهای از واژهها
زبانی که در لالایی مادران، ترانهی بخشیها و شعر مختومقلی نفس میکشد. نگاهی ساده به زبان ترکمنی، خطهایش، آهنگ واژههایش و راههای زنده ماندنش.
مادربزرگ کنار گهواره نشسته و آرام لالایی میخواند. کودک هنوز معنای هیچ واژهای را نمیداند، اما آهنگ صدا را میشناسد. سالها بعد، وقتی همین کودک بزرگ شود و ترانهای ترکمنی بشنود، چیزی در دلش بیدار میشود که نمیداند از کجا آمده است.
آن چیز، زبان است؛ خانهای که پیش از آنکه در آن راه برویم، در آن زندگی میکنیم.
زبانی از خانوادهی ترکی
زبان ترکمنی (türkmen dili) یکی از زبانهای ترکی است و در شاخهی اوغوز (Oguz) جای میگیرد. به همین دلیل با آذربایجانی و ترکی استانبولی خویشاوندی نزدیکی دارد و گویشوران این زبانها اغلب بخشی از حرفهای یکدیگر را میفهمند.
این زبان در ترکمنستان زبان رسمی است و در ایران، بهویژه در ترکمنصحرا، زبان خانه و کوچه و بازار بسیاری از خانوادهها. در افغانستان و جاهای دیگر هم ترکمنها به آن سخن میگویند.
دو خط برای یک زبان
در ترکمنستان، از دههی ۱۹۹۰ زبان ترکمنی با الفبای لاتین نوشته میشود؛ الفبایی با حرفهایی ویژه مثل ä و ö و ü و ý که صداهای خاص این زبان را نشان میدهند.
اما ترکمنهای ایران بهطور سنتی با خط فارسیعربی مینویسند؛ همان خطی که دیوان مختومقلی و شاعران کهن ترکمن قرنها با آن نوشته و خوانده شده است. در خانههای ترکمنصحرا هنوز کتابهای شعری پیدا میشود که با همین خط، دستبهدست گشتهاند.
خطها متفاوتاند، اما صدای زبان یکی است. شعری که با یک خط نوشته شده، وقتی بلند خوانده شود، برای ترکمنی که آن سوی مرز است هم آشناست.
زبان ترکمنی گویشهای گوناگون هم دارد. طایفهها و منطقههای مختلف، واژهها و لحنهای خاص خودشان را دارند و گوش آشنا گاهی از چند جمله میفهمد که گوینده اهل کجاست. این تنوع، زبان را غنیتر کرده است نه پراکندهتر.

واژههایی که با هم آواز میخوانند
یکی از زیباییهای ترکمنی، چیزی است که زبانشناسان به آن هماهنگی واکهها میگویند. به زبان ساده، مصوتهای یک واژه دوست دارند از یک خانواده باشند: یا همه «سنگین» و از ته دهان، یا همه «سبک» و از جلوی دهان.
برای همین، پسوندها هم رنگ واژه را میگیرند. نشانهی جمع گاهی lar است و گاهی ler؛ «کتابها» میشود kitaplar و «خانهها» میشود öýler. واژهها مثل دستهای خوانندهاند که همصدا میخوانند و همین به زبان ترکمنی آهنگی نرم و موسیقایی میدهد.
واژههای آشنا
ترکمنی و فارسی قرنها همسایه بودهاند و واژههای بسیاری میانشان رفتوآمد کرده است. فارسیزبانی که چند واژهی ترکمنی بشنود، گاهی لبخند میزند؛ چون آشنا به گوشش میآید.
- ýurt یعنی سرزمین و میهن
- ýol یعنی راه
- suw یعنی آب
- ene یعنی مادر
- dost یعنی دوست، درست مثل فارسی
- kitap یعنی کتاب
- aýdym یعنی ترانه و آواز
نام همین سایت هم از این واژه آمده است: ترکمنآیدیم (TürkmenAydym) یعنی «ترانهی ترکمن».
زبانی که در خانه آموخته میشود
بیشتر کودکان ترکمن زبان مادریشان را نه در کلاس، که در خانه یاد میگیرند؛ از لالایی مادر، از قصههای پدربزرگ و از گفتوگوهای سر سفره. زبان اینجا فقط وسیلهی حرف زدن نیست، راهی است برای پیوند با بزرگترها.
ترانهها و شعرها هم پاسدار این زباناند. کودکی که همراه ترانهای از بخشی زمزمه میکند یا بیتی از مختومقلی را از بر است، بیآنکه بداند، واژههایی را زنده نگه میدارد که شاید در گفتوگوی روزمره کمتر شنیده شوند.
شعر مختومقلی فراغی در این میان جایگاهی یگانه دارد. بسیاری از ترکمنها بیتهایی از او را در حافظه دارند و در گفتوگوهای روزمره به آنها اشاره میکنند؛ گویی شعر او پلی است میان زبان کتاب و زبان خانه.
امروز هم جوانها راههای تازهای برای نگهداشتن زبان پیدا کردهاند. ترانههای ترکمنی در گوشیها دستبهدست میشود، شعرها در شبکههای اجتماعی خوانده میشود و کسانی هستند که نوشتن به ترکمنی را دوباره تمرین میکنند. ابزارها عوض شدهاند، اما عشق به زبان مادری همان است.
هر زبان، نگاهی است به جهان. در ترکمنی، دشت و اسب و مهمان و ترانه جای خود را دارند و واژهها با آهنگی ویژه کنار هم مینشینند. شاید بهترین راه نگهداشتن این خانهی واژهها همان کاری باشد که مادربزرگها همیشه کردهاند: حرف زدن، خواندن و سپردن آن به کودکان.
عکس جلد — عکس: Post of USSR، مالکیت عمومی (ویکیمدیا کامانز)