بهار در ترکمنصحرا: نوروز، دشت سبز و آیینهای نو شدن
تپههایی که یکشبه سبز میشوند، دیدار بزرگترها، سفرههای پر و تاخت اسبها در میدان گنبد؛ بهار در ترکمنصحرا فصل نو شدن زمین و دلهاست.
چند هفته پیش، تپهها قهوهای و خاموش بودند. حالا انگار کسی شبانه بر آنها مخمل سبز کشیده است. باد هنوز خنک است، اما بوی خاک نمخورده و علف تازه را با خودش میآورد. گلهای از دور روی شیب تپه پراکنده شده و چوپانی به عصایش تکیه داده و به دشت نگاه میکند.
بهار به ترکمنصحرا رسیده است.
وقتی دشت بیدار میشود
در ترکمنصحرا، بهار را پیش از تقویم، روی زمین میبینی. کشتزارهای اطراف گنبدکاووس و آققلا سبز میشوند و تپههای نرم خالد نبی در شمال منطقه، رنگ به رنگ میشوند؛ سبزی که در نور صبح تقریباً درخشان به نظر میرسد.
در این روزها، گلهای وحشی لابهلای علفها سر برمیآورند و دشت پر از رنگهای کوچک میشود. برای مردمی که با زمین و گله زندگی کردهاند، این سبزی فقط زیبایی نیست؛ نوید علف برای دام و سالی پربرکت است.
بهار برای دامداران فصل پرکاری هم هست. برهها و بزغالههای تازه در آغلها جستوخیز میکنند و گلهها پس از ماهها علوفهی خشک، به چراگاههای سبز برمیگردند. در چنین روزهایی، شیر و ماست تازه هم دوباره بر سفرهها پیدا میشود.
خانوادهها از شهرها راه میافتند تا ساعتی کنار این تپهها بنشینند. بچهها روی شیبها میدوند و بزرگترها در سکوت به افق نگاه میکنند؛ انگار دشت دارد نفس تازه میکشد و آنها هم با او.
نوروز؛ جشنی که مرز نمیشناسد
نوروز برای ترکمنها هم جشن آمدن بهار و نو شدن سال است. این جشن کهن میان مردمان بسیاری از ایران تا آسیای میانه مشترک است و در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، بهعنوان میراثی چندملیتی که ایران و ترکمنستان هم در آن سهیماند، ثبت شده است.
در ترکمنصحرا، شکل برگزاری نوروز از خانوادهای به خانوادهی دیگر و از روستایی به روستای دیگر فرق میکند. اما در بیشتر جاها، حال و هوا یکی است: خانهتکانی، لباس نو، دلهای باز و درهایی که به روی مهمان گشوده میشوند.
دیدار بزرگترها و سفرههای بهاری
یکی از زیباترین رسمهای این روزها، دیدار بزرگترها است. جوانترها به خانهی پدربزرگها و مادربزرگها و ریشسفیدان میروند، احوال میپرسند و دعای خیرشان را با خود میبرند. کدورتهای کهنه در این دیدارها رنگ میبازند.
آشپزخانهها هم در این روزها پرکارند. بوی نان تازهی تنوری در حیاطها میپیچد و زنان خانه غذاهایی میپزند که برای مهمانها کنار گذاشته شده است. سبزیهای تازهی بهاری، که از دشت و باغچه چیده میشوند، رنگ و طعم سفره را عوض میکنند.

در ترکمنستان، پختن سمنی (semeni) از جوانهی گندم از رسمهای شناختهشدهی نوروز است؛ کاری که گاهی تا دیروقت شب طول میکشد و زنان دور دیگ جمع میشوند. چنین رسمهایی در هر منطقه رنگ خودش را دارد و همهجا یکسان نیست.
برای بچهها، این روزها پر از شادیهای کوچک است: لباسی که تازه خریده شده، عیدیای که از دست بزرگترها میگیرند و بازیهای بیپایان در حیاط خانهی پدربزرگ. خاطرهی همین روزهاست که سالها بعد، بوی بهار را برایشان شیرین نگه میدارد.
دور هم زیر آسمان باز
بهار ترکمنصحرا فصل بیرون رفتن است. خانوادهها زیرانداز پهن میکنند، سماور یا کتری روی آتش میگذارند و ساعتها در دل دشت میمانند. گاهی کسی دوتاری با خود آورده و چند نغمهی قدیمی در باد میپیچد.
بهار همچنین فصل اسبدوانی است. در گنبدکاووس، مسابقههای بهاره مردم را از شهرها و روستاهای اطراف به میدان میکشاند. سکوها پر میشود، اسبها زیر آفتاب ملایم بهار میتازند و صدای تشویق در هوای تازه میپیچد.
برای بسیاری از خانوادهها، رفتن به میدان اسبدوانی در این فصل خودش یک گردش بهاری است. تماشای اسبها، دیدن دوستان و آشنایان و خوردن چیزی ساده در کنار میدان، روزی را میسازد که تا مدتها از آن حرف میزنند.

بهار در ترکمنصحرا یادمان میدهد که نو شدن کار زمین تنها نیست. همانطور که تپهها پس از زمستانی خاموش دوباره سبز میشوند، آدمها هم با دیداری ساده، سفرهای گشوده و دلی که کدورت را کنار گذاشته، از نو شروع میکنند. شاید راز ماندگاری این آیینها همین باشد.
عکس جلد — عکس: Alireza kheirkhah، CC BY-SA 4.0 (ویکیمدیا کامانز)