غیجک و تویدوک: صداهای دیگر موسیقی ترکمن

دوتار تنها صدای موسیقی ترکمن نیست. غیجک با آرشه‌اش آواز را بلند می‌کند و تویدوک، نی چوپانان، نفس دشت را به گوش می‌رساند.

مجلس گرم است و بخشی آواز را تازه آغاز کرده. دوتار ضرب را نگه داشته که ناگهان صدایی کشیده و لرزان از کنار او برمی‌خیزد؛ صدایی که انگار کسی دارد همراه آواز گریه می‌کند و می‌خندد. مرد جوانی سازی کوچک را روی زانو ایستانده و آرشه را آرام روی سیم‌ها می‌کشد.

این صدای غیجک (gyjak) است. و اگر همان شب از مجلس بیرون بزنی و در سکوت دشت گوش بدهی، شاید از دور صدای دیگری هم بشنوی: نوای نرم و بلند تویدوک (tüýdük)، نی چوپانان ترکمن.

غیجک؛ سازی که آواز را ادامه می‌دهد

غیجک سازی زهی و آرشه‌ای است. کاسه‌ای کوچک و گرد دارد که رویش پوست کشیده‌اند، دسته‌ای باریک و معمولاً سه یا چهار سیم فلزی. پایه‌ای کوتاه زیر کاسه است که نوازنده ساز را روی آن تکیه می‌دهد.

نوازنده غیجک را ایستاده روی زانو نگه می‌دارد و به‌جای این‌که فقط آرشه را جابه‌جا کند، گاهی خود ساز را هم کمی می‌چرخاند تا آرشه به سیم دیگری برسد. همین حرکت ساده، به نواختنش حالتی زنده و پرتپش می‌دهد.

صدای غیجک تیز و درخشان است و می‌تواند کشیده شود؛ کاری که از دوتار برنمی‌آید. دوتار با هر ضربه صدایی می‌سازد که کم‌کم محو می‌شود، اما غیجک تا وقتی آرشه روی سیم است، نغمه را زنده نگه می‌دارد.

آرشه‌ی غیجک کمانی است که رشته‌ای از موی اسب میانش کشیده شده؛ یادگاری دیگر از پیوند دیرینه‌ی ترکمن و اسب. نوازنده با فشار و سرعت دست، صدا را گاه نرم و زمزمه‌وار می‌کند و گاه چنان تیز که از میان همهمه‌ی مجلس بگذرد.

برای همین است که غیجک در مجلس‌های شلوغ جایگاهی ویژه دارد. وقتی مهمان‌ها زیادند و صدای گفت‌وگو و خنده بالاست، صدای روشن غیجک راهش را پیدا می‌کند و تا گوشه‌ی حیاط می‌رسد.

سه یار در یک مجلس

در بسیاری از مجلس‌های ترکمن، بخشی و دوتارش تنها نیستند. غیجک‌نواز کنارشان می‌نشیند و این سه با هم گروهی کوچک اما کامل می‌سازند.

  • دوتار پایه‌ی ضرب و نغمه را می‌گذارد و راه را نشان می‌دهد.
  • آواز بخشی قصه و شعر را به دل شنونده می‌رساند.
  • غیجک دنبال صدای بخشی می‌رود، جمله‌هایش را تکرار می‌کند و میان آن‌ها رنگ و زینت می‌ریزد.

گاهی غیجک مثل سایه‌ی آواز است و گاهی مثل پژواکی که از کوه برمی‌گردد. وقتی بخشی نفس تازه می‌کند، غیجک تنها می‌ماند تا رشته‌ی نغمه پاره نشود.

دوتار، همراه همیشگی غیجک در مجلس‌ها
دوتار، همراه همیشگی غیجک در مجلس‌ها

تویدوک؛ نفس چوپان در دشت

تویدوک نی‌ای بلند است که از یک سر در آن می‌دمند. آن را از نی یا ساقه‌های گیاهی مشابه می‌سازند و روی بدنه‌اش چند سوراخ برای انگشت‌ها باز می‌کنند؛ سازی ساده که می‌شود در کوله‌ی هر چوپانی جا داد.

قرن‌ها تویدوک همدم چوپانانی بوده که روزهای بلند را با گله در دشت می‌گذراندند. صدایش نرم و کمی گرفته است، با رگه‌ای از باد در خودش؛ صدایی که با تنهایی دشت جور درمی‌آید.

در شیوه‌ای که نوازندگان ترکمن به آن شناخته می‌شوند، نوازنده هم‌زمان با دمیدن، صدایی از گلو هم همراه می‌کند. این صدای پنهان زیر نغمه‌ی نی، به تویدوک عمقی می‌دهد که شنونده را غافلگیر می‌کند؛ گویی دو نفر با هم می‌نوازند.

یادگرفتن تویدوک ساده نیست. نفس باید بلند و آرام باشد و لب‌ها باید زاویه‌ی درست را بر لبه‌ی نی پیدا کنند. نوازندگان قدیمی می‌گفتند تویدوک را باید با حوصله‌ی چوپان نواخت؛ همان صبری که گله را در دشت به آرامی پیش می‌برد.

در روستاهای ترکمن‌صحرا هم هنوز کسانی هستند که صدای نی را به یاد دارند؛ صدایی که عصرها از سمت چراگاه می‌آمد و خبر برگشتن گله را می‌داد.

مردانی کنار آلاچیق ترکمنی
مردانی کنار آلاچیق ترکمنی

وقتی سازها به هم می‌رسند

غیجک بیشتر ساز مجلس است و تویدوک بیشتر ساز دشت، اما هر دو با دوتار زبانی مشترک دارند. نغمه‌هایی که چوپان با نی می‌نواخت، گاه در مجلس روی سیم‌های دوتار و غیجک هم شنیده می‌شد و راهشان از هم جدا نبود.

امروز در کنسرت‌ها و جشن‌ها، گاهی هر سه ساز را کنار هم می‌بینیم. دوتار ضرب می‌گیرد، غیجک اوج می‌گیرد و تویدوک مثل بادی که از پنجره به اتاق بیاید، رنگی از دشت به موسیقی می‌دهد.

موسیقی ترکمن را اغلب با دوتار می‌شناسیم، و حق هم همین است. اما اگر کمی دقیق‌تر گوش بدهیم، صداهای دیگری هم در آن هست: ناله‌ی آرشه روی سیم و نفس آدمی در دل نی. این صداها یادمان می‌آورند که موسیقی یک قوم، مثل خانه‌ای بزرگ، اتاق‌های بسیار دارد.

عکس جلد — عکس: Kalpak Travel، CC BY 2.0 (ویکی‌مدیا کامانز)