گؤرش و بازیهای سنتی: شادی میدانها
دو پهلوان دست در کمر هم، حلقهای از تماشاگران و صدای تشویقی که تا دوردست میرود. از کشتی گؤرش تا اسبدوانی و بازی کودکان روستا، شادی میدانهای ترکمن.
جمعیت حلقه زده است. پیرمردها جلوتر نشستهاند و بچهها از لابهلای پاها سرک میکشند. در میانهی حلقه، دو جوان روبهروی هم ایستادهاند؛ خم شده، دستها آماده، نگاهها قفل در هم. لحظهای سکوت، بعد گرد و خاکی کوتاه و فریاد جمعیت که ناگهان بلند میشود.
این گؤرش (göreş) است؛ کشتی سنتی ترکمنها و یکی از شادترین لحظههای هر جشن.
گؤرش؛ کشتی با دست و دل
گؤرش نوعی کشتی است که در آن پهلوانان معمولاً کمربند یا لباس یکدیگر را میگیرند و میکوشند حریف را با زور و مهارت بر زمین بزنند. قاعدهها از جایی به جای دیگر فرق میکند، اما روح کار همهجا یکی است: زور بازو، زیرکی و صبر.
در این کشتی، تماشاگر هم نقشی دارد. هر حرکت خوبی با فریاد و تشویق همراه است و هر کشتیگیر میداند که نهفقط حریف، که چشمهای همهی ده به او دوخته شده است.
در گذشته، پهلوانی در گؤرش مایهی سربلندی خانواده و روستا بود. نام کشتیگیران خوب در مجلسها بر زبان میآمد و بچهها در بازیهایشان ادای آنها را درمیآوردند.
کشتیگیران جوان از کودکی تمرین را آغاز میکردند. کار در مزرعه و با دام، بدنشان را ورزیده میکرد و کشتیهای دوستانه با همسنوسالها، فوتوفن را یادشان میداد. بزرگترهای کاربلد هم گاهی کنار میدان میایستادند و با یک اشاره یا یک جمله، راهی تازه نشانشان میدادند.
احترام، پیش از پیروزی
آنچه گؤرش را از یک زورآزمایی ساده جدا میکند، احترام است. کشتیگیران معمولاً پیش از آغاز به هم دست میدهند و پس از پایان، گاهی برنده دست بازنده را میگیرد و از زمین بلندش میکند.
بزرگترها همیشه به جوانها یادآوری کردهاند که پهلوانی فقط در زمین زدن حریف نیست. کسی که پیروز میشود و فروتن میماند، و کسی که میبازد و با لبخند برمیخیزد، هر دو در چشم مردم محترماند.

میدان توی و جشنها
گؤرش بیش از همه در توی (toý)، یعنی جشن عروسی، و در جشنها و گردهماییهای بزرگ دیده میشود. پس از پذیرایی و موسیقی، نوبت به میدان میرسد و جوانهای روستاهای اطراف برای زورآزمایی پا پیش میگذارند.
در بعضی جشنها، برای برندهها جایزهای در نظر گرفته میشد؛ گاهی چیزی ساده و گاهی ارزشمند. اما برای بیشتر کشتیگیران، شادی لحظهی پیروزی در برابر چشم خانواده و دوستان، از هر جایزهای شیرینتر بود.
در چنین میدانهایی، معمولاً یکی از ریشسفیدان یا آدمهای مورد اعتماد جمع بر کشتی نظارت میکرد و داوریاش را همه میپذیرفتند. این اعتماد، بخشی از همان روح احترامی بود که میدان را از دعوا جدا میکرد.
اسبدوانی؛ رقابت بزرگ دیگر
اگر گؤرش رقابت زور آدمهاست، اسبدوانی (at çapyşyk) رقابت تندی اسبها و مهارت سوارکاران است. در فرهنگ ترکمن، این دو اغلب کنار هم میآمدند و جشنی کامل بدون هر دو، ناتمام به نظر میرسید.
امروز در ترکمنصحرا، اسبدوانی گنبدکاووس هنوز هم مردم را از هر سو به میدان میکشاند. همان هیجانی که در حلقهی کشتی حس میشود، اینجا در سکوها موج میزند؛ فقط این بار، با صدای سم اسبها.

بازیهای کودکان روستا
بچههای روستاهای ترکمن هم میدان خودشان را داشتند. در کوچههای خاکی و حیاطهای بزرگ، بازیهایی دستبهدست میشد که ابزارش ساده بود: چند سنگ، یک طناب یا چند قاپ.
- آشیق (aşyk)، بازی با قاپ یا استخوان کوچک، که بچهها ساعتها با آن سرگرم میشدند.
- کشتیهای کودکانه که در آنها بچهها ادای پهلوانان جشنها را درمیآوردند.
- مسابقههای دو و پرش در دشت، که برندهاش تا فردا سربلند بود.
نام و قاعدهی این بازیها از روستایی به روستای دیگر فرق میکرد، اما خندهها همهجا یکی بود.
امروز بسیاری از این بازیها کمتر دیده میشوند و جایشان را سرگرمیهای تازه گرفتهاند. اما هنوز هم در جشنها و دیدارهای خانوادگی، گاهی پیرمردی بچهها را دور خود جمع میکند و بازیای را یادشان میدهد که خودش در کودکی در همان کوچهها بازی میکرد.
میدانهای بازی ترکمن، از حلقهی گؤرش تا میدان اسبدوانی و کوچهی خاکی روستا، جایی برای آموختن هم بودند. کودکان در آنجا یاد میگرفتند که ببرند بیغرور و ببازند بیکینه. شاید همین درس ساده، ارزشمندترین جایزهی این میدانها باشد.
عکس جلد — عکس: Amustard، CC BY-SA 4.0 (ویکیمدیا کامانز)