دوتار؛ دو سیم و یک دنیا صدا

سازی ساده با دو سیم و دسته‌ای بلند که قرن‌هاست دل مجلس‌های ترکمن را گرم نگه داشته است. قصه‌ی دوتار، از چوب توت تا پنجه‌ی بخشی.

شب است و باد پاییزی روی دشت می‌پیچد. در اتاقی گرم، مردی با کلاه پشمی دوزانو نشسته و سازی باریک و بلند را روی سینه‌اش گرفته است. انگشت‌هایش که روی سیم‌ها فرود می‌آیند، همه ساکت می‌شوند؛ حتی بچه‌ها. صدایی برمی‌خیزد که هم تند است و هم غمگین، مثل تاختن اسبی در غروب.

این ساز دوتار (dutar) است؛ سازی که برای بسیاری از ترکمن‌ها فقط یک ابزار موسیقی نیست، بلکه صدای خانه است.

سازی از دل چوب و صبر

دوتار در نگاه اول ساده است: کاسه‌ای گلابی‌شکل، دسته‌ای بلند و باریک، و فقط دو سیم. اما همین سادگی حاصل دقتی است که سازندگان قدیمی نسل به نسل به هم سپرده‌اند.

کاسه و دسته‌ی دوتار را به‌طور سنتی از چوب توت یا زردآلو می‌سازند. چوب را باید مدت‌ها نگه داشت تا خشک و آرام شود، و بعد با حوصله تراشید تا صدایش گرم و روشن دربیاید. صفحه‌ی رویی ساز معمولاً از چوبی نازک است و همان است که لرزش سیم‌ها را به صدا بدل می‌کند.

روی دسته‌ی دوتار پرده‌ها بسته می‌شوند؛ حلقه‌هایی که جای انگشت را نشان می‌دهند و نغمه‌ها را از هم جدا می‌کنند. سیم‌ها در گذشته از ابریشم بودند و امروز بیشتر از جنس‌های تازه‌تر. دو سیم، با فاصله‌ای کوتاه از هم، کوک می‌شوند تا یکی آواز بخواند و دیگری همراهش کند.

نوازنده‌های قدیمی می‌گویند دوتار هم مثل آدم با گذر سال‌ها پخته می‌شود. سازی که سال‌ها در دست نوازنده‌ای بوده و در مجلس‌های بسیاری صدا داده، صدایی نرم‌تر و عمیق‌تر پیدا می‌کند؛ گویی چوبش چیزی از آن شب‌ها را در خود نگه داشته است.

دوتار ترکمنی با دسته‌ی بلند و کاسه‌ی چوبی
دوتار ترکمنی با دسته‌ی بلند و کاسه‌ی چوبی

نواختن با تمام دست

نوازنده دوتار را کمی مورب روی سینه نگه می‌دارد؛ دسته رو به بالا و کاسه نزدیک به تن. دست چپ روی پرده‌ها حرکت می‌کند و دست راست بی‌مضراب، با انگشتان، بر سیم‌ها می‌زند.

همین ضربه‌های دست راست است که شخصیت دوتار ترکمن را می‌سازد. گاهی فقط نوک یک انگشت سیم را لمس می‌کند و گاهی همه‌ی انگشت‌ها پشت سر هم باز می‌شوند و صدایی پرشتاب و موج‌دار می‌سازند؛ صدایی که آدم را یاد سم اسب‌ها روی خاک سفت دشت می‌اندازد.

در دست استادان، دو سیم کافی است تا هم ملودی شنیده شود، هم ضرب، و هم آن زمزمه‌ی پیوسته‌ای که پشت آواز جاری است. شنونده‌ی تازه‌کار اغلب باور نمی‌کند این‌همه صدا فقط از دو سیم بیرون می‌آید.

همراه همیشگی بخشی

دوتار بیش از هر کس، همدم بخشی (bagşy) است؛ خواننده و قصه‌گوی ترکمن که داستان‌های کهن و ترانه‌های عاشقانه را با صدایی پرقدرت می‌خواند. بخشی بی‌دوتار، مثل سوار بی‌اسب است.

بخشی با دوتار مقدمه می‌نوازد، مجلس را آماده می‌کند و بعد آوازش را روی همان نغمه‌ها بالا می‌برد. در میانه‌ی آواز، دوتار گاهی تنها می‌ماند تا نفسی تازه شود و گاهی پابه‌پای صدا اوج می‌گیرد. در بسیاری از مجلس‌ها غیجک (gyjak)، ساز زهی آرشه‌ای، هم به این دو می‌پیوندد و رنگ دیگری به موسیقی می‌دهد.

نوازندگان دوتار در یک مجلس ترکمنی
نوازندگان دوتار در یک مجلس ترکمنی

صدای مجلس‌های ترکمن

در ترکمن‌صحرا، از گنبدکاووس تا آق‌قلا و بندرترکمن، کمتر عروسی یا شب‌نشینی‌ای هست که صدای دوتار در آن نپیچد. در توی (toý)، یعنی جشن عروسی، مهمان‌ها گرد نوازنده حلقه می‌زنند و هر آهنگ آشنایی که شروع می‌شود، لبخندی روی صورت بزرگ‌ترها می‌نشاند.

دوتار فقط برای جشن نیست. در شب‌های بلند زمستان، کنار چای داغ و نان تازه‌ای که هنوز بوی تنور می‌دهد، کسی از اهل خانه ساز را از دیوار برمی‌دارد و چند نغمه‌ی قدیمی می‌نوازد. این لحظه‌های ساده همان جایی است که موسیقی ترکمن زنده مانده است.

بسیاری از خانواده‌ها هنوز دوتاری در خانه دارند که از پدربزرگ به یادگار مانده است. گاهی کسی آن را نمی‌نوازد، اما جایش روی دیوار همیشه محفوظ است؛ مثل عکسی قدیمی که نگاه کردن به آن کافی است.

از استاد به شاگرد

یاد گرفتن دوتار در سنت ترکمن بیشتر با گوش بوده تا با کاغذ. شاگرد کنار استاد می‌نشیند، نگاه می‌کند، می‌شنود و تکرار می‌کند؛ روزها و ماه‌ها و گاهی سال‌ها. هر استادی شیوه‌ی خودش را دارد و شاگردان خوب، چیزی از آن شیوه را با خود به نسل بعد می‌برند.

امروز جوان‌های ترکمن در کلاس‌های موسیقی و گاهی از روی ویدیوهای گوشی هم دوتار یاد می‌گیرند. راه‌ها تازه شده‌اند، اما قلب کار همان است: نشستن، شنیدن و صبر کردن تا دست‌ها زبان ساز را بفهمند.

دوتار سازی است که چیز زیادی از ما نمی‌خواهد؛ دو سیم، کمی چوب، و دستی که حوصله داشته باشد. شاید راز ماندگاری‌اش همین باشد. هر بار که صدایش در اتاقی کوچک بلند می‌شود، دشت و باد و خاطره‌ی نسل‌ها هم با آن به خانه می‌آیند.

عکس جلد — عکس: Soheil sargolzayi، CC BY-SA 4.0 (ویکی‌مدیا کامانز)